عصا
بابایی با اراد بازی میکرد که یکهو دیسک کمرش عود کرد و کمرش رو دو دستی گرفت اراد در حال ناراحتی به باباش گفت :بابا میخوای عصات رو بیارم؟
الهی قربون دل مهربونت برم عزیزم که همه چی رو به وقتش میگی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عصا
